آرم شهردار

سخنرانی- چچن

 

سخنرانی شهردار شیراز در ششمین همایش شهرداران راه ابریشم -11 مهر 1390، گروزنی چچن


 

بـه نـام خـدا
 
 

 

عالیجنابان، حضار محترم، خانمها و آقایان،

پیش از هر چیز مایلم مراتب قدردانی خود را نسبت به شهر گروزنی و جناب آقای خوچیف شهردار محترم این شهر که از بنده برای حضور در این رویداد دعوت به عمل آورده اند اعلام نمایم.

همچنین از اینکه فرصتی برای سخنرانی در این جمع نصیب من شده بسیار خرسندم.

موضوع سخنرانی من "نقش فرهنگ در توسعه پایدار" می باشد.

عزیزان، همانگونه که مستحضرید مفهوم توسعه پایدار پس از گزارش کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه در سال 1987وارد گفتمان توسعه گردید، هر چند شاید بتوان نخستین اشاره ها به این مفهوم را در کنفرانس محیط زیست بشری که در سال 1972 در استکهلم برگزار گردید، یافت نمود. در هر صورت پس از برگزاری همایش ا و سمینارهای متعدد، توسعه پایدار به یکی از پر بسامدترین واژه هایی بدل گشته که به هنگام مباحث مدیریت شهری دیده یا شنیده می شود. در این میان آنچه بیش از تعاریف متفاوت و چگونگی دستیابی به توسعه پایدار حائز اهمیت بوده و به بحث حاضر مرتبط است، تحولاتی است که در سالهای اخیر در چارچوب مفهومی این حوزه پدید آمده است. در توضیح این مطلب باید عنوان نمود که مفهوم توسعه پایدار که تا چندی پیش تنها از زاویه دید طرفداران محیط زیست نگریسته می شد و دغدغه های زیست محیطی را به عنوان اصلی ترین مبحث خود می دید، به تدریج با تأکید بر ارتباط و همبستگی محیط زیست با ساختار سیاسی – اجتماعی جوامع و توسعه اقتصادی، این دو رکن اخیر را نیز به عنوان
شالوده های اصلی خود می بیند. در واقع افزودن مفهوم پایداری با معنای اخیر به واژه توسعه را می توان واکنش و تغییر جهتی نسبت به رویکرد توسعه ای نظریه های مدرنیست دانست که فارغ از دغدغه های زیست محیطی و اجتماعی تنها بر رشد اقتصادی تأکید داشتند.

برجستگی و اهمیت مقوله فرهنگ در تحولات بین المللی که ناشی از مباحث مرتبط به سهم کشورها از کالاها و خدمات فرهنگی و سرمایه معنوی در تجارت جهانی و تهدیدهایی که فرایند جهانی سازی متوجه تنوع و هویت فرهنگی نموده از یک سو و رشد و بلوغ مفهوم توسعه پایدار که امکان تأمل، ژرف اندیشی و جستجوگری بیشتر در این خصوص را فراهم نموده، از سوی دیگر ما را به این نکته رهنمون می سازد که تعریف توسعه پایدار به گونه ای که تنها متکی بر اصول رشد اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و عدالت اجتماعی باشد، نمی تواند تبیین روشنگرانه و واقع بینانه ای از واقعیات جامعه پیچیده انسان امروزی ارائه نماید.

از دید من تمام یا بخش اعظم پدیده هایی که تحت عنوان چالش ای شهری شناخته می شوند، پدیده هایی چند وجهی اند که یک بعد و شاید برجسته ترین جنبه آن وجه فرهنگی - اجتماعی آنهاست. بی شک تأمین آسایش و نیازهای روحی شهروندان تنها با نوعی برنامه ریزی و مدیریت شهری که جهت گیری فرهنگی داشته باشد میسر می گردد. چنین رویکردی به موازات تأمین نیازهای خدماتی شهروندان، نیاز به ارتباطات اجتماعی، کمال، تعالی و آرامشهروحی و روانی آنها را نیز مد نظر قرار میدهد.

چالش ای فرا روی کلانشهرها نظیر خشونت، بزهکاری، ترافیک، و حتی آلودگی هوا تنها نتیجه نادیده گرفتن ابعاد فرهنگی است. از این منظر فرهنگ امری ثانوی و فرعی محسوب نمی شود بلکه به مثابه شالوده و زیر ساختی است که تمامی ابعاد توسعه بر پایه آن قوام می گیرد. بنا بر این، شاید بتوان ادعا نمود که فرهنگ نه تنها یکی از ارکان توسعه که اصلی ترین رکن آن است.

چنین رویکردی با تلقی انسان به عنوان منشأ و هدف اصلی توسعه، سنگ محکی کیفی در اختیار ما قرار می دهد تا رشد و توسعه را که همیش با ملاکهای کمی سنجیده می شده، با ملاک دیگری مورد ارزیابی قرار دهیم که همانا تحقق آرمانهای معنوی و فرهنگی بشر است.

در این راستا تعهد به انجام اقدامات زیر ضرورری به نظر می رسد :

1. توسعه بخش فرهنگی که البته اجزا و عناصر فراوان و مقولات متنوعی (هویت فرهنگی، آداب و رسوم، میراث فرهنگی، هنر و ادبیات، ...) را در بر می گیرد.

2. لحاظ کردن فرهنگ و ملاحظات فرهنگی در تمامی برنامه ها و طرحهای توسعه ای

3. در نظر گرفتن بعد فرهنگی در تمامی سیاستهای عمومی بویژه سیاستهای مرتبط با آموزش، اقتصاد، ارتباطات، محیط زیست و همکاریهای بین المللی.

خوشبختانه امروزه در نتیجه تلاش سازمانهای بین المللی نظیر سازمان جهانی شهرها و حکومتهای محلی متحد، دستور العمل 21 برای فرهنگ با اقبال گسترده ای از سوی شهرها، حکومتهای محلی و مجامع بین المللی واقع شده و می تواند با تغییرات و اصلاحاتی که شرایط بومی هر شهر را لحاظ نماید، به عنوان منبع و مرجع مناسبی در تدوین سیاستهای فرهنگی به کار گرفته شود. علاوه بر این، شباهتها، اشتراکات تاریخی و منافع مشترکی که بین شهرهای حاضر در این رویداد وجود دارد نیز می تواند ما را - حداقل در بعد همکاریهای فرهنگی بین المللی – به سمت تدوین یک برنامه راهبردی رهنمون سازد.

همکاران عزیز،

فرهنگ، تجلی روح انسانی، ابزاری برای نزدیک کردن انسانها و عنصری نیرومند در توسعه حیات اقتصادی و اجتماعی شهر است. در مسیر پر شتاب حرکت به سوی آینده، و تدوین برنامه های خلاق و نوآوریهایی که بی شک ضامن توسعه شهرهاست، بایستی دانش، میراث و خاطرات گذشته را نیز ارج نهاد.

راه ابریشم و سنت متکی بر تعامل سازنده صلح و دوستی آن، خود یک پدیده تاریخی – فرهنگی عظیم است که ما را به رغم تمام مشغله ها و دغدغه هایی که داریم گردهم آورده تا برای آینده خود، شهرهایمان و جهانی که در آن زندگی می کنیم طرحی نو در اندازیم.

دوستان عزیز، جهان امروز جهانی شهری است. با گذر جمعیت شهر نشین کره زمین از مرز 50 در صد، شاهد روندی پر شتاب و غیر قابل بازگشت هستیم. این پدیده تبعات و نتایجی برای ما به عنوان شهرداران و رهبران حکومتهای محلی در پی دارد که از آن جمله می توان به نقش کلیدی تر شهرداران در جهان معاصر اشاره نمود. تمامی مسائل و چالش ای بین المللی در نهایت ماهیتی محلی دارند و بنا بر این حکومتهای محلی باید در تمامی این حوزه ها وارد شده و در ارائه راهکارهای خلاق، واکنش به بحرانها و نیازهای انسانی و تقریب فرهنگها کوشا باشند. ما شهرداران در موقعیتی قرار داریم که می توانیم با بسیج انرژی، تخصص و از همه مهمتر حسن نیت جامعه شهری خود، فضایی عاری از کشمکش، تفرقه و مخاصمه را در جهان حاکم سازیم.

بی شک با افزایش آگاهی و درک متقابل نسبت به آراء، عقاید، ارزش ا و آداب و رسوم یکدیگر که یکی از اهداف این همایش نیز می باشد، تنوع و تفاوتهای موجود به جای آنکه منشأ اختلاف باشد به موهبتی گرانقدر بدل خواهد شد.

چنین بستری، قطعاً زمینه مساعدی برای همکاریهای فرهنگی، اقتصادی و گردشگری فراهم نموده و امکان توسعه پایدار و همه جانبه را فراهم خواهد نمود.

در جهان امروز که معنویت بیش از هر زمان دیگری رنگ باخته است، بایستی با هم برای اشاعه پیام صلح و دوستی و عشق تلاش نمائیم. باید صدای آشنایی که قرن هاست در جاده ابریشم طنین انداز است را به جهان امروز هدیه کنیم، پیام صلح و دوستی را، پیام جاده ابریشم را، پیام ایران کهن و پیام شیراز مقدس و ماندگار را، پیامی که سعدی شیرازی هفتصد سال پیش اینگونه به جهانیان عرضه داشت:
 

بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی